من و زندگی!

 

می تازم و می تازم... چون اسبی سبک بال.... برفراز دشت زندگی.... بر پهنای سرزمینی به بلندای ایران....

می بارم و می بارم....  با دلیل شکفتن..... با دلیل آواز بهار.... با دلیل به تو رسیدن......

می خوانم و می خوانم.... از سرود زندگانی....  از سرودی مالامال از آرامش...از سرودی به وسعت عشق ... به وسعت پرواز.....

می بالم و می بالم... به مادری از جنس آرامش...به پدری از جنس سپیده صبح.... به دنیایی که اکنون در دستان من است.... به تو... به من.... به امید فردا....

/ 3 نظر / 6 بازدید
گیتی

دشت زندگی ات همیشه خرم و سبز ... تمامی لحظه هایت بهاری ... عمر پدر و مادرت طولانی و پر از خوشی... سرود زندگانیت پر از شور و حرارت و طراوت... و آرامشت وصف ناشدنی و بی پایان... [لبخند] خیلی زیبا بود مثل همیشه[گل]

کیوان

بارالها با امید تو.......... [لبخند]

طوبی

می بالم و می بالم... به مادری از جنس آرامش...به پدری از جنس سپیده صبح.... به دنیایی که اکنون در دستان من است.... به تو... به من.... به امید فردا....[نیشخند]