همه ی ما شاعریم

دیشب مثل همیشه پنجره ی اتاقمو آروم باز کردم.. تا با نفسهای فرشته ها که آروم از پنجره ی اتاقم شبها منو نوازش میکنن  به خواب عشق فرو برم.. ولی دیشب تنها بوی نم نم بارون  میومد.. و من با رویای بارون به خواب رفتم.. قشنگه مگه نه؟لبخند وقتی بیدار شدم نیمه های شب بود..

 آروم اومدم و لب پنجره ی اتاقم وایسادم ..

وای خدای من چه باون زیبایی... صندلیمو گذاشتم کنار پنجره و تا مدتها خیابون و پارک رو نگاه کردم.. آهای قطره ها وایسید من میخوام بیام و با ترانتون دستامو باز کنم و به همه جا لبخند بزنم.. میخوام دور از همه ی اضطرابها با ترانتون آواز عشق بخونم... میخوام باهاتون نفس بکشم...

گاهی وقتی چترم و باز میکنم.. متوجه صدای گریش میشم که بهم میگه چون اونو با تو قسمت نکردم داره گریه میکنه...

 ولی آخه تو کجایی چرا هر جارو نگاه میکنم تو رو .....خیال باطل

/ 9 نظر / 8 بازدید
هانیه

خیلی خیلی قشنگ بود کیوان جان !!!! [گل] عالیه عالی بود !!!

هانیه

کی گریه میکنه ؟؟؟ [لبخند]

ستاره

این پستت خیلی به آدم حس خوبی میده.خیلی قشنگه.

ستاره

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

ستاره

یک بغل گل تقدیم به بهترین داداش دنیا.هرچند که این خیلی کمه. تو سزاوار یه باغ گلی . حتی بیشتر.[لبخند]

ستاره

خدايا ؛ به فرشتگانت بسپار كه درلحظه ، لحظه نيايش خويش دوستان مرا از ياد نبرند . [پلک]

آنالي منصوري

این عکس رو خیلی دوست دارم انگار هر موقع نگاهش می کنی خیست می کنه و تو هم شسته می شی تا نو بشی از آرامش یک خیال.

صبا

:) اومدم این آهنگ رو بشنوم و یه کم چیزی بخونم و برم.. شاد باشی.. :)

pegah

[لبخند]