کیوان دیروز..امروز.. رو به سوی فردا!!

دیروز فکر می کردم با هم بودن ها همیشه شاده شاده! خیلی خیلی شاد....

دیروز فکر می کردم دوستت دارم ها همیشه بی انتهاست.. خیلی خیلی بی انتها..

دیروز فکر می کردم انسان ها همه و همه خوشبختند چون می خواهند با تمام وجود خوشبخت باشند....

دیروز فکر می کردم بدها همیشه تنها و منفور و خوب ها همیشه پر از با هم بودن..  پر از دوامند.....

ولی بزرگ  که شدم دیدم... و فهمیدم!!

من دیدم و فهمیدم:

با هم بودن ها گاه اصلا شاد نخواهد بود...

دوست داشتن ها همیشه زیبا و بی انتها نخواهد بود...

خوشبختی ها... وفاداری ها همیشه با دوام نخواهد بود....

بدها الزاما تنها نخواهند بود و خوب ها الزاما محبوب نخواهند بود....

بزرگ که شدم یاد گرفتم که صداقت ها الزاما ارزشی ندارند...

آری بزرگ که شدم دیدم.. فهمیدم... بدی ها گاه رنگ تکرار خواهند گرفت.. و بزرگ و بزرگتر خواهند شد.. تا جایی که بین همه آدم های سرزمینم.. ایرانم.. جلو و جلوتر خواهند رفت!!!

پس کجایند معصومیت ها؟ کجایند وفاداری ها.. کجایند صداقت ها؟ کجایند اعتماد ها؟!

ولی من همان کیوان دیروز و امروزم.. کیوان رو به سوی فرداهایم!!

خداوندا کمکم کن... مرد گذشته ها باشم.... کمکم کن خوب باشم... خوب بمانم... جز راست بر زبانم جاری نسازم... خوشبختی را جز در وفاداری جستجو ننمایم... حتی اگر... آری حتی اگر  چونان امروز  تنها بمانم... کمکم کن جز به معشوقم چشم بر هر زیبارویی ببندم... چراکه من..  من...

من.. همان کیوان دیروزم... مرا اینگونه نگاه کن....

کمی تنها.... کمی خسته.. ولی... پر از احساس.... پر از صداقت... پر از همدلی و همراهی... پر از بوسه های پنهان... پر از حس با تو بودن... پر از  طعم خوش تفاوت... پر از زیبای درون... با هزاران آرزوی سبز با تو بودن....

من همان کیوان دیروزم.... کیوان دیروز.... امروز.... کیوان رو به سوی فردا....

/ 2 نظر / 11 بازدید
کیوان

اگر خودم با نوشته هام احساس آرامش کنم برایم کافیست حتی اگر هیچ نظری رو اینجا مشاهده نکنم...

pegah

keyan ro be suye frdahaye aliiiiiiiiii