باران می بارد و من...!!!

 

 باران می بارد و  می بارد... و من! خیس خیس  بی تو بودنم...

هر قطره ای که آرام بر این قامت خیابان می نشیند با گوشه چشمی قطره قطره اشک چشمانم را می شمارد... آری این قطره ها و آن قطره ها دیر زمانیست که اندرخم یک کوچه اند... امشب من مثال آسمان بی تو بودنم... هبوط خیس باران نشان اشک دیدگانم... و تو همان زمینی که قطره قطره باران را دربر می گیری و هیچ بر زبان نمی آوری... هر چه می بارم تو سبزتری... هر چه می بارم تو قشنگ تری.... هر چه می بارم تو در عشق رنگ به رنگ تری... دیگرچشمانم... به این اشک ها دل سپرده... دیگر چشمانم... به این سکوت شبانگاهی مامن سپرده...

امشب چون دیشبی... باران می بارد و می بارد... و من همچنان خیس خیس بی تو بودنم...اینک من... خیس از فراق... خیس از شوق درد اشتیاق... خیس از مکان... خیس از زمان... خیس از هیاهوی این جهان...

آری امشب... چون دیشب... چون هر شب.... قصه من و این باران... قصه ای بی انتهاست... و من همچنان خیس خیس بی تو بودنم...

 

پی نوشت: همین لحظه دلم برای تهران... برای شبی خیس و قدمهایی یک نفره تنگ شده.... همین!

/ 11 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تینا

سلام . قشنگ بود . [گل]

...

زیــبــــــ[گل]ـــــــــــا بود..

احسان

[گل]

فرزین

[گل]

سینا

[قلب][گل][لبخند]

pegah

سلام سربازی چطوره؟

2b

[گل][قلب][گل]

منصوره

من هیچوقت دلم برای قدمهایی یکنفره تنگ نخواهد شد... چون همیشه دارمش!

باران

من همچنان خیس بی تو بودنم .... دلم باران می خواهد .... هر آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند همانند نوشته های شما