دلتنگم... دل تنگ تو!!

دلم برای قدمهایت تنگ شده... قدم هایی آشنا که حتی از فرسنگها دورتر از پنجره سرد اتاقم میتوانم آنرا خوب احساس کنم... دلم برای صدایت تنگ شده... همان صدایی که بامدادان در رقص نسیم مهربان آرزهایت درست بر سر جانمازت رو به روی قبله ای از نور مرا صدا میزنی.... دلم برای نگاهت تنگ شده همان نگاهی که به نام مقدس وفاداری آن را از هر دریچه چشمانی محروم نگاه داشته ای... دلم برای صدایت تنگ شده همان صدایی که از صدای هر نم نم بارانی از صدای هر مونسی در خرامان نسیم عشق زیباتر است.... دلم برای عطر وجودت تنگ شده همان عطری که از عطر هر گل یاسی از لمس هر احساسی... از شبنم هر غنچه گیلاسی خوش احساس تر و دلرباتر است...

دستانم زیر باران میگیرم... تا شرشر وجودت را از آسمان ها احساس کنم... چشمانم را آرام می بندم می خواهم با چشم دل به سرزمین وجودت قدم گذارم... روبرویم شعله آتشی گرم گرم دلبرانه مرا میخواند... می دانم... خوب میدانم درست در پس آن شعله ها نگاهی منتظر من است... موسم رفتن است... محبوبم سلام...

/ 4 نظر / 13 بازدید
دخترک بهار

دلتنگ که باشی می شوی بنده ی دل نازک خدا و هر چه در دلت آرزو کنی بهترش را برایت اجابت خواهد کرد ... ممنون از حضورتون همیشه بهاری باشین

ترانه

سلام متن خیلی زیباییه خیلی .و فوق العاده با احساس چه دلتنگی زیبایی چینش کلماتتون کنار هم مثل یه سمفونی میمونه.ممنونم از این که به وبم سر می زنید مطالب رو میخونید و نظر میذارید .و مرسی از نگاه زیباتون [لبخند]

ترانه

سلام براتون نظر گذاشتم نمیدونم ثبت شد یا نه[لبخند]

یغمایی (مجله رزوهای زندگی)

به به آقا کیوان گل این نوشته شما زیباست درست مثل همیشه[گل]