جادوی سرخ عشق!

چقدر زود عاشقت شدم... مثل سرعت حبس نفسی که  در پس تصویر بی همتات لابلای قاب چشمانم جاودانه شد .... چقدر زود عاشقت شدم... به سرعت خوردن یه فنجون قهوه داغ روبروی دٌر چشمات توی یه روز سفید برفی.... وقتی قلبم اونقدر تند می زد که سوز سرد زمستون رو توی شعله گرم و جاویدان عشقمون ذوب می کرد... چقدر زود عاشقت شدم.... مثل ثانیه ثانیه لحظه هایی که عقربه های ساعت  بر فراز قله ی لحظه هایی که با تو بر سر در سبزترین دشت سبز زندگیمون  سیزده نخستین بهار با هم بودنمون را در می کردیم.. از روی هم سر می خوردن.... چقدر زود عاشقت شدم.... مثل کوتاهی خوابهایی که هرشب.. در  سکوت بی همتای عشقت تو را.. در لباس سفیدی که بر تن کرده بودی میدیدم... همان موسمی که لبخند زنان دستانت را بر دستان گرمم فشار می دهم و در کنارت یک به یک از پله های زندگی بالا و بالاتر می روم...
راستی تو چقدر شیرینی؟! طعم تو شیرین ... چون شهد لحظه ای که با دسته گلی صورتی و سرخ و زرد برای گوهر مخملین قامتت لباسی رنگ به رنگ ساخته بودم تا همه قامت لطیفت  رو در بر بگیره....
با تو چه خیالم راحته... مثل بادی که آرام و راحت گیسوانت رو روی صورت گندمگونت سر می داد.... با تو شبا چه زود چشمامو روی هم گذارم.... ای کانون بی مثال جاذبه ....با تو چه راحت پاهام به سمت قدمهات کشش داره....  درست مثل اون لحظه ای که قدمهات از کنار پنجره چشمام رد می شد و قلبم رو به کوچه پس کوچه های بی قراری می کشوند...
کنارم بمون ای عشق بی نظیرم.... ای مظهر وفاداری.... دوستت دارم... خیلی زیاد...

/ 9 نظر / 9 بازدید
سئو

وبلاگ زيباي داري موفق باشيد

احسان

ماشالله خوش تیپ بودی، خوش تیپتر شدی، بسیار زیبا نوشتی مهندس ...[گل]

سارا

بسیار زیبا نوشتی ، عجب مهندس نویسنده ی با احساسی هستی [دست][گل]

مثل همیشه زیبا

2b

خسته ام ... خسته از توهم عشق

مریم

خیلی قشنگه مهندس ولی... حیف این همه احساس خرج کردن برای چیزی ک وجود نداره. عشق واقعی تو این دوره و زمونه وجود نداره...

مریم

چقدر زود عاشقت شدم به کوتاهی نگاهم که از شرم از چشمانت سر خوردو روی زمین افتاد...

نظیف

سلام وبلاگ زیبایی دارید خوشحال میشم ب منم سربزنید: http://sabzkesht.persianblog.ir/

نظیف

سلام وبلاگ زیبایی دارید خوشحال میشم ب منم سربزنید: http://sabzkesht.persianblog.ir/