امشب همه چیز ساده است حتی نوشته هایم!!

امشب می خواهم پیانو بنوازم... چرا که دیگر انگشتانم در حس سفید نوشتن احساسی ندارند.... چرا که دیگر صدایم نیز آهنگی ندارد... حتی آن دم که برای مادر پیری در خیابان سیب... موز... هندوانه... لیمو را به مقصد خانه اش می بردم و او مرتب مرا دعا می کرد.... و من هیچ صدایی نمیشندیم... تنها لبخند زنان می رفتم به مقصد منزلی که خانواده ای در انتظار مادر پیر بود.... خانه ای که مادر پیر لیمو را تکه تکه می کرد... هندوانه را شانه شانه می کرد و همه اعضای خانواده در کنار هم لبخند زنان...!!  امروز به خود نگاه  کردم  آن دم که خسته به خانه رسدیم..و خانه ای که در این روزها بوی هیچ غذایی... صدای لبخند مادر و پدری... درد دل برادری را مدتهاست ندیده... منم و خانه ای بزرگ... خانه ای که دلتنگ خاطرات باهم بودن است... و من چون همیشه همه چیز را به باد فراموشی سپردم... قرمه سبزی درست کردم... خواهر از دانشگاه آمد و من همه خستگی ها را زیر لبخندی برادرانه پنهان کردم...

 امشب می خواهم پیانو بنوازم.... و آن دم سرم را آرام بر بالشتم بگزارم.... نمیدانم امشب نیز تا سحرگاهان بیدار خواهم ماند یا نه!! دور و برم پر شده از کتاب و من از بی خوابی کوچکترین هراسی ندارم.... من به این شب های بی تو بودن مدتهاست که عادت کرده ام.... خیال باطل

پی نوشت: به تختم لم دادم و دارم به موبایلم نگاه می کنم... همون موبایلی که مدتهاست خالی شده از اس ام اس  های محبت آمیز حتی یک دوست!! امروز موبایلم زنگ زد استاد بود طبق معمول... سلام آقای دکتر... جانم؟...!! امروز3 تاهم اس ام اس داشتم  2تای اون شیرین شیرین بود یکی از مجله با وفای موفقیت....  و دیگری از پدر مهربانم..... و سومی از یک به اصطلاح دوست که تنها نوشته بود سلام کیوان همه مقاله های فارسی و انگلیسی  پایان نامت رو برام بفرست مرسی!!!! (علامت تعجب)!

/ 14 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رها

قلمت رو دست داشتم. :)

ناشناس قصه ها

گر از قفس گريزم کجا روم کجا من؟ کجا روم که راهي به گلشني ندارم که ديده برگشودم به کنج تنگنا من نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل چوتخته پاره برموج...رها رها رها من! زمن هر آنکه او دور..چو دل به سينه نزديک به من هرآنکه نزديک از او جدا جدا من نه چشم دل به سويي ..نه باده در سبويي که تر کنم گلويي به ياد آشنا من زبودنم چه افزود؟! نبودنم چه کاهد؟! که گويدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟ ستاره ها نهفتم در آسمان ابري دلم گرفته اي دوست هواي گريه بامن

ناشناس قصه ها

گر از قفس گريزم کجا روم کجا من؟ کجا روم که راهي به گلشني ندارم که ديده برگشودم به کنج تنگنا من نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل چوتخته پاره برموج...رها رها رها من! زمن هر آنکه او دور..چو دل به سينه نزديک به من هرآنکه نزديک از او جدا جدا من نه چشم دل به سويي ..نه باده در سبويي که تر کنم گلويي به ياد آشنا من زبودنم چه افزود؟! نبودنم چه کاهد؟! که گويدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟ ستاره ها نهفتم در آسمان ابري دلم گرفته اي دوست هواي گريه بامن

ناشناس قصه ها

دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من گر از قفس گریزم کجا روم، کجا من؟ کجا روم که راهی به گلشنی ندانم که دیده برگشودم به کنج تنگنا من نه بسته‌ام به کس دل، نه بسته کس به من دل چو تخته‌پاره بر موج، رها، رها، رها من ز من هر آنکه او دور ، چو دل به سینه نزدیک به من هر آن که نزدیک، ازو جدا، جدا من! نه چشم دل به سویی، نه باده در سبویی که تر کنم گلویی به یاد آشنا من ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟ که گویدم به پاسخ که زنده‌ام چرا من؟ ستاره‌ها نهفتم در آسمان ابری دلم گرفته ای دوست ، هوای گریه با من

ناشناس قصه ها

دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من گر از قفس گریزم کجا روم، کجا من؟ کجا روم که راهی به گلشنی ندانم که دیده برگشودم به کنج تنگنا من نه بسته‌ام به کس دل، نه بسته کس به من دل چو تخته‌پاره بر موج، رها، رها، رها من ز من هر آنکه او دور ، چو دل به سینه نزدیک به من هر آن که نزدیک، ازو جدا، جدا من! نه چشم دل به سویی، نه باده در سبویی که تر کنم گلویی به یاد آشنا من ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟ که گویدم به پاسخ که زنده‌ام چرا من؟ ستاره‌ها نهفتم در آسمان ابری دلم گرفته ای دوست ، هوای گریه با من

آسمان آبی

همین که امید داری و روزی باز هم دور هم جمع میشین جای شکرش باقی است ، هستن کسانیکه این براشون حسرت شده [ناراحت] منم یه اس ام اس داشتم اونم تبلیغ فروشگاه هایپر استار بود [چشمک]

ساحل

لعنــــــــــت به همه ضرب المثل های جهان که هروقت لازمشان داری، برعکس از آب درمی آینـــــــــد… مثلا همین حـــــــــــــــالا که من تو را میخواهم و طبق معمول، خواستن نتوانستن است

ساحل

اهنگ وبتون عالیهههههههههههههههههه عاشق اهنگاشم [لبخند]

دخترک بهار

عادت ... نه !!! حتی اگر تمام ثانیه ها این کلمه را برایت تداعی کردند پس بزنشان که هر چه رو به عادت میرود خواه دوست داشتن باشد خواه تنفر و خواه شب های بی او ماندن تو را ... جسم پر از مهرت را رو به زوال می برد ... شاید همه ندانند که چه معجزه ای میکنه یک اس ام اس محبت آمیز وقتی انتظارشو نداری ... تو سرآغاز این سنت باش همیشه بهاری باشین

مهسا

مثل شبی که با من حرف زدی؟ منتظر هیچ کس نیستم جز تو که توقع دارم منتظرم باشی از خواب زمستانی برخیزم.