بازم دلیل نوشتن

یه اتاق سرد.... لابلای یه تابستون خیلی خیلی گرم..... 

رو بالشتی سفید تازه عوض کرده.... پتوی سبز مخملین .... موبایلم کوک کرده بر ساعت... دندان های مسواک زده.... چیییییییییککککککککککک...

چراغ را آرام خاموش میکنم.... یه اتاق سرد و تاریک.... و چراغ سبز کولر گازی.... من و عالم تنهای درونم.... من و یه سکوت عمیق 28 ساله شب.... از این ور به آن ور.... من اینجا... تو آنجا.... چشمانم را می بندم.... تا خواب تو را ببینم.... 

یه خواب پر از احساس....

تو و حریر سفید لباست.... وقتی... آروم آروم دکمه های پیانو رو فشار میدی... و من با کت و شلوار مشکی...  آروم... آروم... یک به یک از پله ها بالا میام... شمع در دستانم... تو چشمانت بر سیاه و سفید دکمه های پیانو.... ناگهان سرت را آرام بالا میگیری.... و من چه دلنشین  غنچه سرخ رز را به دستانت هدیه میدهم... من میخندم.... تو میخندی.... و من خوشبختی را فریاد میزنم....

پی نوشت:‌آزمون نظارت نظام مهندسی قبول شدم...

/ 6 نظر / 20 بازدید
دیلا

باورم نمیشود وقتی چند ساعت توی گوگل دنبال یک مطلبی بودم و نیافتم بعد با نوشته ی شما به پاورقی که میخواستم رسیدم سلام میشه حالا لطف کنید جواب مرا در وبم بدهید؟ من کارشناسی متالورژی دارم و امسال ارشد عمران خواهم خواند من میتوانم با ارشدم نظام مهندسی بگیرم و دفتر نظام مهندسی بزنم یا باید با لیسانس شرکت کرد ؟ + راستی متن خیلی زیبایی بود

تینا

تبریک مهندس ناظر ، افرین به کیوان با هوش .[دست][گل]

احسان

ساحل دلم را به خدایم سپردم... خودش قشنگترین قایق را برایم میفرستد...

احسان

کیوان جون یه نوشته قشنگ جدید میخوایم [نیشخند][بغل]