آرامشی وصف نشدنی!!!

 

گاهی وقتا اونقدر آرومم که میتونم صدای نبض گلها رو تو رقص نسیم مهربانی

 احساس کنم..لبخند

گاهی وقتا اونقدر آرومم که میتونم صدای قدمهای عاشقانه رو تو کوچه های بی قراری احساس کنم..

گاهی وقتا اونقدر آرومم که میتونم صدای بال زدن پروانه هارو تو دشت شقایق ها احساس کنم..

گاهی وقتا اونقدر آرومم که میتونم صدای پر احساس اشک شوق مادرا رو تو تقدس صورتاشون

احساس کنم..مژه

گاهی وقتا اونقدر آرومم که میتونم صدای لبخند بچه هارو تو پاکی نگاهشون

احساس کنم..

گاهی وقتا اونقدر آرومم که میتونم صدای تاپ تاپ قلبهای عاشق آدما رو تو بلندای آرزو هاشون احساس کنم..

گاهی وقتا اونقدر آرومم که میتونم صدای بوسه های شبنم به غنچه رو  تو لطافت لحضه هاشون احساس کنم..قلب

و ... 

گاهی وقتا اونقدر آرومم که میتونم صدای لبخند خدا رو تو آسمان آرامشهام

 احساس کنم..خیال باطل

/ 8 نظر / 6 بازدید
هانیه

سلام. خووبی؟ خیلی خوب نوشتی [لبخند]

هانیه

ممنون از حضور گرمت دوست عزیزم.[گل]

محمد

سلام کاکو... چه خبرا؟!..... چه وبلاگی به هم زدی مرد! .... مو که خیلی نوکروم مهندس [چشمک] دوسوت داروم اِندازه تِموم ستاره های آسمون اهواز...

فاطمه

در دوردست ترین خودم ، تنها نشسته ام آنجا که همه کمرنگ می شوند ، جز خدا این بار میخواهم بغض های به بار نشسته ام را درو کنم...از ریشه !!! تمام نوشته هاتون بوی صداقت میده تبریک میگم عالی بود منتظر حضورتون هستم .

فاطمه

ممنون از حضور گرمتون بی صبرانه منتظر پستهای جدید و زیباتون هستم . [گل]

غریب اشنا

کاش می فهمیدی از پس شیون بی صدای من من که این گونه شب و روز بی تاب توام نیستی....نیستی... تارو پودم همه بی چون و چرا میگسلد,میسوزد نیستی....نیستی....

غریب اشنا

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟ شب از هجوم خیالت نمیبرد خوابم تو چیستی که که من از موج هر تبسم تو به سان قایق سرگشته روی گردابم.......[گل]

pegah

che arameshii bah bah