مردی تنها زیر نور!!

می خواهم تنها بروم... پشت به پشت خورشید... در مسیر سبز امید... می خواهم تنها بروم در مسیری بی انتها.... تا هیچ کسی مرا پیدا نکند.... من می خواهم از آبی موج ها بگذرم تا یاد بگیرم آبی آرامش را... از سبزه ها بگذرم تا یاد بگیرم جوانه زدن را.... از کوه ها بگذرم تا یاد بگیرم استقامت را...  من می خواهم بگذرم از غروب خورشید... از دمیدن صبح سپید.... تا یاد بگیرم واژه واژه طلوع عشق را...

پس دنبالم نیا....جای بر جای پاهایم مگذار.... تو که روزی در رنگ رنگ رنگین کمان واژه ها مرا یافتی... همان لحظه ای که نسیمی زلفان آشفته ات را دلبرانه از سویی به سویی می برد... و قلبم با رنگ چشمانت آنقدر تپید که همه چشمه ها دریافتند جوشیدن را... همه ابرها یاد گرفتن باریدن را... همه غنچه ها یاد گرفتند شکفتن را....

اکنون که پرستوها سر نمی دهند قدومت را... وقتی نغمه ها نمی نوازند سرودت را.... وقتی شعله ها نمی نمایانند وجودت را... وقتی دروازه ها نمی گشایند ورودت را.... دنبالم نیا....

آری میخواهم تنها بروم... تا یاد بگیرم دوری از خویش را.... تا یاد بگیرم نفس کشیدن را.... یاد بگیرم عاشقی را.... یاد بگیرم دلیل دلتنگی را.... سکوت.... سکوت و بازهم سکوت را....

منم مردی زیر نور!!

پی نوشت: امشب دلم گرفته... حتی با اینکه تا ظهر سر ساختمون بودم... جدول سودوکو حل کردم... ظرف ها رو شستم... سمبوسه درست کردم... آره دلم گرفته!

 

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساحل

یاد سهراب بخیر آنکه تا لحظه خاموشی گفت:تو مرا یاد کنی یا نکنی من بیادت هستم!

ساحل

دیگر از خدا نمیخواهم ک مرا ب تو برساند آری این خواسته بزرگیست از کسی ک خود تنهاست....

گفتگوی عشق

زندگی قصر دل انگيز خيال زندگی زمزمه گرم جهان زندگی بوی دل آويز وصال زندگی آينه پاک زمان در نگاه گل سرسبز وجود در دل شادی و شور در سراپرده ای از بود و نبود زندگی رسم خوش عاطفه هاست گردش چرخ حيات طپش قلب زمين انعکاس گل نورانی مهر بر بلندای تن آينه ها زندگی خنده زيبای اميد بر شب تيره يأس تابش نور خدا بر دل مرده خاک زندگی سنبل عشق زندگی شادی و شوق زندگی يکسره پيوند صفاست زندگی زيباست گل[گل]

آسمان

زیبا مینویسید[لبخند] نمیدونم دقیقا دلگرفتن رو چطور میشه درمونش کرد یا آرومش کرد..توی این اوضاع هم که هرکسی به نوعی ناراحته..من معمولا اینجور وقتا خودم رو با معنویات آروم میکنم.[لبخند][چشمک]

لینا

تمام سپاسم ازآن کسی است که به من نیازی نداشت آمافراموشم نکــــــرد. مرسی به کلبه آرامشم سرزدین.

لینا

تمام سپاسم ازآن کسی است که به من نیازی نداشت امافراموشم نکــــــرد. مرسی به کلبه ی آرامشم سرزدین

لینا

سلام ومرسی آقاکیـــــوان؛[لبخند] خوشحال شدم سرزدین[گل]

لینا

راستی یه داستان کوتاه تووبلاگم آپ کردم ازتون دعوت میکنم بیاین بخونین ونظربدین[گل]

لینا

سلام ومرسی سرزدین؛درسته ارزش زندگی باهمه مشکلاتش خیلی بالاست ولی بلاخره یه داستان بود...تادست به قلم میشم غمگین مینویسم غمگین نوشتن تووجودمه.درضمن قلم من به قلم شماکه نمیرسه. راستی منم تونطرگذاشتن توکلبه تون مشکل دارم!گفتین وبلاگ توبلاگفادارین دوسدارم نوشنه هاتونودنبال کنم دوستداشتین آدرسشوبدین

هاله سادات

احساس میکنم باید نوشته هاتون حرف دلتون باشه.......ب هر حال خیلی زیبا نوشتید.....