گمش کرده بودم این آرامش آبی را!!!!

 

گمش کرده بودم این آرامش را باور داری؟ من... کیوان.... گمش کرده بودم این آرامش را..!! گمش کرده بودم قلقلک صدای امواج ساحل را... گمش کرده بودم دوچرخه سواری کنار ساحل هتل سیمرغ را.... گمش کرده بودم قهقه ی دیروز را.... گمش کرده بودم استشمام نسیم مرطوب عرشه کشتی را.... نگاه شبانه به چراغ های روشن ساحل آرزوها را... گمش کرده بودم لمس دستان خنک دریا را....


ساکت و امیدوار... نفس .... نفس.... تند و بی قرار  کیوان.... 

/ 5 نظر / 28 بازدید
مریم

میشه این همه چیزای قشنگ و منم پیدا کنم عایا؟ خوش بگذره بهتون عکسها که واقعا عالی و حسادت برانگیزه!!! با اینکه دارم از حسودی میمیرم دارم از حسودی میترکم!

مریم

این عکس دومی من و یاد زیارت و اینا انداخت!!!

مریم

و خداوند کامنت را آفرید و چه کسی است که باور نداشته باشد کار خدا بی حکمت نیست!

مهسا

خیلی عالییییه

مثل همیشه زیبا