خداحافظ غصه ها!!!

هیس... هیس... هیچی نگو... من در این حال و این لحظه در سرزمین آبی ترین رنگ ها هستم... من در این حال و این لحظه دو بال رویایی دارم و میخواهم اوج بگیرم به آسمان ها... به کهکشان ها... من می خواهم بر همه جاذبه ها غلبه کنم... می خواهم همه مرزها رابشکنم... بله! نازنینم می خواهم به سرزمینی پای بگذارم که همه عشق ها را ... بله همه عشق را در خود جای داده... میخواهم به خنده ها... بوسه ها... معجزه ها قدم بزارم.... میخواهم قلبم را آکنده از مقدس ترین واژه ها... مقدس ترین تپش ها... مقدس ترین دلبستگی ها سازم.....

هیس... هیس... هیچی نگو... فقط با من همراه باش.... دستانت را آرام بگشا... چشمانت را آرام ببند... لبانت را آرام غنچه ساز... آنگاه از همه تعلق ها خارج شو.... و فریاد بزن دوستت دارم... دوستت دارم... آنگاه خواهی دید که همه مرزها همه سختی ها... همه نشد ها... همه و همه را در نویده ای...

وقتی که دستانم را گرفتی... عشق آغاز خواهد شد... بال های سفیدت را باز کن... حاضری؟ 1.... 2...... !!!!!!

/ 2 نظر / 12 بازدید
ترانه

سلام متن بسیار زیبایی هستش[لبخند]

behnaz

ansuy deltangiha hamishe khodaist ke dashtanash jobran hamey nadashtanhast