قلمی شاید تنها....

6سال قبل بود ... بله 6 سال قبل یود وقتی توی خونه ی قدیمی اهواز یه پسر توی ظل گرما اولین نوشتش رو نوشت... اون نوشته توی مجله ی روزهای زندگی چاپ شد.. و اون پسر با همون نوشته شاد و خوشحال تشویق شد...

اون پسر نوشتن رو ادامه داد این بار توی راه دانشگاش از اتوبوسی که از تهران حرکت میکرد و بازهم نوشتنش چاپ شد... 2 سال قبل این بار در مسابقه ی وبلاگ نویسی مجله ی موفقیت در 2 دوره حضورش به عنوان وبلاگ منتخب انتخاب شد...

اون پسر همیشه تو تنهایی هاش مینوشت گاهی تو موبایلش... گاهی توی کاغذ های درسیش.. و گاهی ام روی پشت بوم...

اون پسر یه بار به کنکور ارشد رسیداین بار یکی از نوشته هاش رو به رادیو تقدیم کرد و مجری براش دعا کرد که ارشد قبول شه... و آهنگ دلدار من رو براش پخش کرد... اون پسر ارشد قبول شد... و بازهم نوشت... ولی چند وقتیه دلیلی برای نوشتن نداره... شاید چون قلمش خیلی تنهاست... قلمی که گاهی دکمه های موبایلش بوده... گاهی حرف رو لب هاش و گاهیم حرفهایی که زیر دکمه های این صفحه کلید تایپ میشه ...

اون پسر و قلمش خیلی تنهان... ولی اون بازهم میگه خدایا شکرت... اون داره اولین ساختمان زندگیش رو الان بالا میبره با هر عرقی که از سر و روش میره خدارو شکر میکنه... و اونقدر کار میکنه تا قلبش آروم بگیره... اون پسر آرزوهای زیادی داره.. آرزوهای خیلی زیاد... واسش دعا کنید...../

 

تمام/

   

/ 6 نظر / 4 بازدید
Alireza

سلام.خواستم به عنوان یه دوست بهت این مطلب هارو بگم. 1-اگه میخوای بازدید وبلاگت به طور رایگان روزانه حداقل به 2000 تا وحد اکثر بسته به تلاش خودت به روزی 9000 تا هم برسه به وبلاگ من سر بزن.فقط کافیه وقت بذاری و مطلب دوم رو تو 10 دقیقه کامل بخونی. 2-اگه میخوای که روزانه در کنار اینکه کار های اینترنتیت رو انجام میدی از طریق یه سایت مطمین ایرانی پول هم در بیاری و روزانه با چند کلیک درآمد ثابت داشته باشی.به وبم سر بزن.نمی خوام تبلیغات وبلاگمو بکنم.گفتم که به عنوان یه دوست دارم بهت می گم.اگه خواستی بیا.پشیمون نمیشی رفیق.

لیلا

اون پسر خوش قلب همیشه برای رسیدن به خواسته ها و آرزوهاش تلاش کرده، بازه ی زمانی بین هر دو موفقیتش زیاد نبوده، رسیدن به این موفقیت ها حتی کوچیک شادش میکرده، و توی این مسیر تجربیات و احساسات درونیشو با زبان قلمش بیان میکرده؛ ولی الان این پسر مهربون ما فقط یکم خسته شده، شاید رفتن دانیال، وضعیت درساش توی ارشدو... دست به دست هم دادن تا دلیل نوشتنو ازش بگیرن. ولی این پسر مهربون باید بدونه که هیچوقت تنها نیست، همونطور که تا حالا تنها نبوده، همیشه یکی اون بالا مراقبشه و دوسش داره و مطمئنم که هیچوقت تنهاش نمیذاره، باید بدونه که زندگی هنوز جریان داره و باید مثل گذشته با امید و پر انرژی به سمت موفقیت های بیشتر پیش بره. [لبخند][گل]

لیلا

اون پسر خوش قلب همیشه برای رسیدن به خواسته ها و آرزوهاش تلاش کرده، بازه ی زمانی بین هر دو موفقیتش زیاد نبوده، رسیدن به این موفقیت ها حتی کوچیک شادش میکرده، و توی این مسیر تجربیات و احساسات درونیشو با زبان قلمش بیان میکرده؛ ولی الان این پسر مهربون ما فقط یکم خسته شده، شاید رفتن دانیال، وضعیت درساش توی ارشدو... دست به دست هم دادن تا دلیل نوشتنو ازش بگیرن. ولی این پسر مهربون باید بدونه که هیچوقت تنها نیست، همونطور که تا حالا تنها نبوده، همیشه یکی اون بالا مراقبشه و دوسش داره و مطمئنم که هیچوقت تنهاش نمیذاره، باید بدونه که زندگی هنوز جریان داره و باید مثل گذشته با امید و پر انرژی به سمت موفقیت های بیشتر پیش بره. [لبخند][گل]

صدف

اما من فکر میکنم اون پسر دلایل زیادی برای نوشتن داره و میتونه پیدا کنه دلایلی که تا آخر دنیا میشه براشون نوشت عاشقانه

pegah

in pesare khili adame khaso khubi mizane.doa mikonam zoodi az tanhaii dar biyad ba ye adami ke liyaghatesho dashte bashe[قلب]

طوبی

خدایا ازت میخوام آرزوهای قلب پاک کیوان که خیرش هم توش باشه رو براش مستجاب کنی . خدایا من بنده کوچیکت هستم اما ازش خواهش میکنم آدمهای پاک هم تو این دنیا و هم اون دنیا خیر ونیکی نصیبشون بشه .