تو ای زندگی! همراهم باش... فقط همین!

من! با همین نرم چشمان.. قدوم به دروازه  آسمان را از سر می کنم.... من با همین شرم انجام... گلهای خاردار مسیر خوشبختی را پر  پر می کنم..... من با همین گرم دستان، نبض سبز نوشدن را بر در کنم....

نه زندگی! من نمی خواهم عوض شوم.... حتی اگر از  ناقوس... جنگ بر آید..... حتی اگر از فانوس.... مسیری تنگ بر آید... نه! زندگی... من نمی خواهم عوض شوم.... پس در هیاهوی روزگار لطفا.. کمکم کن.... در سرزمین سبز احساس... سخت درکم کن.... در هبوط اندیشه ها.. از خواسته هایم کم کن.... در طلوع زرد خورشید حواست را به من جمع کن.....

نه! زندگی! من نمی خواهم عوض شم... وقتی همه احوالم ملموس عنایت هاست.... وقتی همه انفاسم منفوس صداقت هاست.... وقتی همه الباسم ملبوس لطافت هاست.... وقتی همه اقبالم.... مقبول رضایت هاست....

وقتی نمی خواهم عوض شوم.... چون آبی همین آسمانت.... چون دوران همین  کهکشانت.... چون رنگ همین رنگین کمانت.... چون سرنوشت همین مردمانت.....

با همین نوشته های جاذبانه ام.... با همین نگاه خاضعانه ام..... با همین کلام مردانه ام.... با همین اضطراب عاشقانه ام.... با همین خاطرات بچه گانه ام.... مرا بپذیر..... نه نمی خواهم عوض شوم.... با من همراهی؟ اکر با منی... پس بسم الله....

/ 10 نظر / 20 بازدید
تینا

بسم الله ...[گل]

تینا

قشنگ و غمناک نوشتی ... راستی قالب نو مبارک . [گل]

امیر

کیوان عوض نشو همین جوری دوست داشتنی هستی . [گل]

ن

نوشته هات زیباست. تبریک[گل]

بهار

[گل]

رها.ح

سلام اقا کیوان خیلی خیلی از حضورتون تو وبم خوشحال شدم و از نظر لطفتون شرمنده قلم شما هم بی تعارف شیواست و جذاب خوشحالم که از اردیبهشت خاطره ی خوبی دارین بازم بیایین پیشم موفق باشین [گل]

یلدا

سلام بسیار زیبا نوشتید موفق باشید [گل][گل]

یلدا

سپاس از حضور سبزتون نوشته هاتون بسیار زیباست [گل][گل]

یلدا

سلام مجدد سپاس از حضور شما بزرگوار موفق باشید [گل][گل]