لبخند باران

توجه توجه من الان دارم زیر قطره های باران مینویسم:

منظره ی روبروم 1 کوه پر از برفه.... یه کوه سفید پوش... و پرنده هایی که به سمت سرزمین خوشبختی بالهاشون رو بر فراز آسمان گشودن....

دور خودم یک پتوی گرم پیچیدم و کاسه ی آش داغ را توی این هوای سرد و شاعرانه به دست گرفتم... کمی اون طرف ترم داره بارون میاد.. می دونید خیلی خیلی زیباست وقتی روی لبای همه  لبخند رو میشه احساس کرد...

 برای لحضه ای دستم رو دراز میکنم... ناگهان چند قطره به دستانم بوسه میزنن لبخندی میزنم و بلافاصله این جمله ها رو مینویسم:

ای قطره های باران ببارید....بازهم ببارید تا همه ی وجودم را غرق لطافت سازید... هیچ میدانید من با احساستان حس عشق را... با صدای شر شرتان صدای عشق را و با لبخند آمدنتان معجزه ی عشق را در تار و پودم احساس نمودم؟

پتو رو از دور خودم باز میکنم... به زیر باران میروم و با چرخی دایره وار میگویم سلام معجزه ی زیبای عشق... سلاملبخند

پی نوشت: چند روز پیش از شبکه ی خبر باهام مصاحبه کردن و گفتن نظرتون راجع به موسیقی چیه؟ من گفتم به نظرم همه ی پدیده های خدا موسیقی هست مثل بارش باران... پرواز پرنده و سرود نسیم....

/ 4 نظر / 12 بازدید
گیتی

سلام امیدوارم همه ی لحظه لحظه هات به لطافت باران زیبای خدا باشه بارون خیلی قشنگه انشالله همیشه لحظه هات قشنگ تر از اون باشن[لبخند]

صدف

سلام سلام عزيزم اومدم خوندمت

آذین پارساazinparsa

سلام ... کلبه ی بارونی زیبایی دارید.ساده وبی تکلف والبته دوست داشتنی.... رروزوشبهای پاییزیتون زیباوشاعرانه[گل]

ستاره***

باران چه ربطی به معجزه ی عشق داره آخه کیوان. این یک نگاه کلیشه ای هست.