آشنای دیرینم

قلببراستی روزیکه در شادی جهان دیدمت در یافتم که این چشمان معصوم توست که از آبی آسمانها و دریاها بسی پاکترست...

روزیکه دیدمت دریافتم که این صدای مهربان توست که از صدای نسیم مهربان آرزوهایم  بسی دلربا تر و دل انگیز تر است...

آه.... آری آشنای دیرینم روزیکه دیدمت دریافتم که کلید قلب بی قرارم  همان کلبه ی احساساتم تنها در دستان پرنور توست...قلب

/ 2 نظر / 4 بازدید
سوگند

آن قدر دل اتم پر بود که با شکافتنش دنیایی لرزید دل من نیز مانند دل اتم پر بود اما وقتی شکست... سکوتی کد که به یک دنیا می ارزید ... حضورتان سبز بود و من چه زیبا رنگ سبز را دوست میدارم .....

کوشا

شهامت می خواهد دوست داشتن کسی که شاید.... هیچ وقت..... هیچ زمان..... سهـــم تو نخواهــد شـد. [گل]