چون تنهایم...

آرام و آهسته سوار بر قایق برکه ی تنهاییهایم میشوم...  بر پرفای برکه ی زلال اشک چشمانم..

و آنگاه آرام و آهسته صدایت از بیشه های بیقراری به گوشم میرسد که میگویی بزن کیوان بزن پارو بزن...

 آه... نازنینا کاش میدانستی اکنون سالهاست که به عشقت پارو می زنم سختیهای زندگی را

کاش میدانستی چشمانم از میان الوان طلایی خورشید... از میان قرص ماه تابان...

 تنها و تنها چشمان تو را میبیند

کاش میدیدی چون ماه را مینگرم

چشمانم به وسعت آبی آسمانهاست

آری کاش میدانستی چون تو دربرابر من آرام و شاعرانه میخرامی.. آسمان ها و برکه ها در حسرت کوچکترین پلک زدنم میمانند ولی من نمیخواهم.. آری نمیخواهم تابلوی عشقت حتی برای دمی از تقدس برق چشمانم محو شود...

کاش... کاش...!

نیمی شاد ونیمی غمگینم..

نیمی با تو نیمی نیمی تنهایم..

نیمی خندان نیمی گریانم...

چون تنهایم... میخواهم  پارو بزنم .. آنقدر که برکه های بیقراری را پر از عطر نفسهایت کنم..

و آنگاه  با گیتار کنج قایقم برایت بنوازم سرود سرخ عشق را...

آری باز هم پارو میزنم.. میخواهم بی اختیار همه جا عشق تو را جار بزنم ..

میخواهم به سیاه و سفید.. به زرد و سرخ.. به پاییزو زمستان.. به بهار و تابستان ..

به طلوع و غروب..  بگویم...  بگویم..    دوستت دارم!!!!!!!!!!!!!!

/ 2 نظر / 6 بازدید
فاطمه

سلام و عرض ادب به دوست گرامی : ممنون از کامنتی که برام گذاشته بودید . نمیدونم چرا شباهت زیادی بین اطلاعاتی که شما در کامنت گذاشته بودید با حرفهایی که از شبکه های ماهواره ای فارسی که توسط بیگانگانی که هم شما و هم من میشناسیم ساپورت میشن هستش ... اما همه ما ایرانی هستیم و باید حقایق رو درست بدونیم سه رنگ باشید مثل پرچم ایران افراشته [گل][گل][گل]

هانیه

[گل] سلاممممممممممممممممممممم