کیوان زیباتر نگاه کن! شاید معجزه ای... شاید!

دلم هوای تازه می خواهد... دلم هوای نسیم نفسهایت را می خواهد... آخر تو کجایی؟در شرق آرزوهایم با طلوع خورشید عشق تو راجستجو میکنم.... در غروب غصه هایم با نامت به افق خستگی لبخند میزنم.... ولی تو باز هم نمی آیی!! شمال عشق را  بافریاد آزادی دسته ی کبوتران سبید مینگرم تا شاید  از سرزمینی باک و سفید به سویم بیایی.. آه شاید.. شاید. و سرانجام  بشت سرم را با ذره ذره وجود خوب مینگرم تا تو را از گرمای نفسهایت.... از آغوش گرمت....  با تمام وجود  احساس نمایم.. آخر تو کجایی ای سرانجام تردید و بیتابی!!

خدایا چقدر دلم برای هلال زیبای ماه تنگ شده.... دلم برای آرامش آسمان.... دلم برای چراغ های دوردست..... دلم برای لحظه لحظه ثانیه های عشقی زلال تنگ شده ...  بر تختم آرام  می نشینم و به رویا میروم... رویایی شیرین.... رویایی به زیبایی لبخند مادرم که خیلی دلم برایش تنگ شده... به زیبایی رنگین کمانی که همیشه در حیاط خانه مان چون  طفلی کوچک بودم به آسمان هدیه می دادم... شاید روزی آنگاه که مادرم به لبخندی مرا مینگرد و آنگاه که رنگین کمانی از شادی.. چون سرسره ای بر آسمان گسترده شده است تو بیایی...

.

.

ساعتم باز هم زنگ میخورد.... لباسهایم را به تن میکنم.. آرام در خانه را می بندم و باز هم همه جا را خوب می نگرم... می دانم که تو خوب میدانی

 نگاه من از جنس دیگریست!!!

/ 5 نظر / 12 بازدید
گیتی

سلام[گل] الان که گفتی حس کردم منم چقدر دل تنگ مادرم شدم... مادر....کسی که با همه ی وجودش به فرزندش یه عشق تکرار نشدنی و بی منت رو هدیه میده... امیدوارم که حداقل بتونیم درکش کنیم...[رویا]

سلام ممنون که سر زدی و بیشترتر ممنون به خاطر دعا[فرشته] وبلاگ زیبایی داری بازهم بهم سر بزن خوشحال میشم[قلب]

حسین

سلام ودرود من به شما دوست عزیز وب قشنگی داری . آدرس من http://witty.persianblog.ir/ خوشحال میشم به من سر بزنید. رمضانی [گل]

آسمان آبی

چقدر دوسش داشتم کیوان....اینم آآآ [چشمک]