ساده کنارم باش و نگاهم کن!!

 

من را اینگونه بخواه! با موهای مشکی  مردانه... مشکی چون سکوت شب های تنهایی و بی توبودن... پوست جو گندمی درست مثل گندمزاری که با نسیم نوازشت مست و خرامان ازین سو به آن سو میرود... و تمام خود را در خنکای وجودت می نهد...چشمان قهوه ای چون کوهی که همیشه بلند و استوار در کنار توست و تو را از دریچه قهوه ای چشمانی.. آرام و با وقار مینگرد.. این منم.. منی که  تورا نگاه میکند.. منی که گاه در اندیشه ات قطره اشکی  سر میدهد.. و گاه تمام قامتش را بر بلندای نگاهت خم میکند... تا شاید سایه سار نگاه تو باشد... من را اینگونه بخواه... یکرنگ و بی ریا.. چون آبی آسمانی که در بلندای من و توست... با همان دستان زلالی که در اندیشه دستان توست با من بالا بیا.. بیا تا با یکدیگر بالا رویم... بالاتر از ابرها... بالاتر از مرزها.. در قبله گاه نگاه خدا....

من را اینگونه بخواه! ساده... چون دستانی مادرانه... چون نگاهی شاعرانه... چون غروری مردانه... چون بوسه ای دلبرانه....

من را اینگونه بخواه رنگ به رنگ  از جنس  من... و اینگونه نگاهم کن:  عمیق...  گرم...  وفادار... آری اینگونه نگاهم کن!!  منم کیوان... مرد دیروز... مرد امروز... مرد فردا...

/ 3 نظر / 27 بازدید

[گل]

دخترک بهار

به جاده ی مهربان نگاهش که خیره می شوم در امتداد لطافت نسیم مطبوع چشمانش تازه خودم را می یابم ... درست همان گونه که هستم ... بسیار زیبا همیشه بهاری باشین

منیژه

سلام عزیزم وبت روخوندم جالب بود اگرمایلی اطلاع بده تابلینکیم[گل]