29 امین بهار در راهه کیوان !!!

 

داره روز تولدم میاد... روز تولد من هیچ برفی نمی بارید... روز تولدم  زیر پای هیچ رهگذری صدای خش خشی نبود.... روز تولدم در سرزمین زیر پایم سبزه زاری نبود... آن روز گرم بود گرم گرم... اون روز.. خورشید مرداد 65 الوارش رو به صورت بی همتای مادرم نشانه رفته بود... روز تولدم هر چه بود... همه و همه گرمی و حرارت بود... اون روز در دل کوچکم حرارت عشقی کاشته شد.. سرخ سرخ... بله 17 مرداد اینچنین بود.. گرم گرم... پر از حرارت عشق و خوشبختی...

 پسر عاشق پیشه ی تابستان.. 29 سالت شد... بهمین راحتی... باورت میشه؟... درست عین یک چشم بهم زدن... و من از  پس همه این سالها درست مثل گرمترین روز و فصل سال... صبر و شکیبایی رو  پیشه کردم.... جوشش عشق رو.... قدم در مسیر نور خورشید خوشبختی رو.... بزار با خودم یه درد دلی کنم.. چند وقتیه نوشتن برام سخت شده... دلیلش رو دقیقا نمیدونم  تنها دلیلی که میتونم براش توی ذهنم متصور بشم اینه که گاهی تو درون ما آدما اونقدر و انقدر حرف و احساس تلمبار میشه... که دریچه ترواش واژه هامون میگیره... ولی تنها یه دلیل یا یه معجزه کافیه تا به یکباره همه اون حرفهارو توی صفحه سفید زندگی با سطر سطر نانوشته اون دریای واژه ها حکاکی کنی... و من امروز در آستانه تولد 29 سالگیم دنبال اون معجزه می گردم... میخوام تنهای تنها برای خودم شمع روشن کنم... و به ذره ذره اشکهاش خیره شم... میخوام خودم پروانه بشم... وقتی حس می کنم هیچکس بیشتر از خودم معنی عشق رو تو زندگی نفهمیده... پس تولدت مبارک پسر عاشق پیشه دیروز... امروز و فرداهای روشن... همین.

/ 4 نظر / 30 بازدید
مهسا

Awli bood keyvan.tavalodet ham mobarak aziza??

تینا

تولد ، تولد ، تولدت مبارک [لبخند][هورا][گل] ایشالله سلامت و شاد و عاقبت بخیر باشی .

تولدت مبارک :)

رها

17 مرداد ؟ وای دیر شد ولی تبرییییییییییک روز خبرنگار هم همون روزه .... ولی من نمیدونستم سال خوش و خوشرنگی رو ارزو میکنم برات