سلام مادر...

سلام مادر امروز داشتم به این عکست نگاه می کردم... ناخوداگاه بغضی در ته گلویم گیر کرد... مادر هنوز 24 ساعت از بازگشتت از تهران نگذشته... ولی دلم برای تو... برای صدایت... برای نور بینهایتت در خانه... برای بوی خوش غذایت... برای بوسه دستانت... همه و همه تنگ شده...  تو چقدر بزرگی... تو چقدر لطیف و باشکوهی...

مادرم این روزها که نیستی به یادت لباسهایت را خواهم بوسید... به یادت هر صبح پنجره اتاقت را خواهم گشود تا نور وجودت از خورشید آسمان عشق بر خانه مان بتابد... هر صبح در اتاقتان را خواهم گشود و  صدایت خواهم زد... سلام مادر.... صبح بخیر!!

 مادرم با یادت غذا درست خواهم کرد و دهانم را با یادت خواهم گشود تا فراموش نکنم که هیچ غذایی خوش طعم تر از غذای تو نیست غذاهایم هرچقدر هم خوشمزه باشد طعم عشقی را کم دارد... عشقی که از تقدس دستانت منشا می گیرد...

مادرم... روزها... ساعتها...دقایق.... و ثانیه ها را می شمارم... تا لحظه ای که تو دوباره بازگردی و من بر هر جای پایت گل سرخی بگذارم... و تورا در آغوش بگیرم و فریاد بزنم مادرم دوستت دارم.... دوستت دارم....

 

(((((((((((((یکم مرداد... سالروز شکفتنت مبارک)))))))))))

 

پی نوشت: مامان.. بابا.. داداش اهواز خوش بگذره.

/ 6 نظر / 10 بازدید
آسمان آبی

امیدوارم همیشه سایشون بالای سرتون باشه ، مادرها فرشته های روی زمین اند...

آسمان آبی

فرشته ای که همیشه میتونی زیر بالهاش اسوده باشی...

گلسا

امیدوارم همیشه این فرشته الهی کنارتون باشه[گل][گل][گل] و 100 ساله بشن

ترانه

سلام سایشون هیشه بالای سرتون باشه [لبخند]

بهار

سلام ممنونم بهم سر زدی واقعا زیبا مینویسی

behnaz

vay cheghad mehrabunid shoma fek konam fereshtein kam kam dasht askam ba in postetun dar mumad