تو کیستی؟!

 

تو کیستی؟ مشق عشقی ؟!! پس چرا هر شب و هر روز تورا نوشتن حتی ذره ای از دلتنگی من نمی کاهد....؟!

تو کیستی؟ رنگ عشقی؟!! پس چرا در خرامان دشت خوشبختی از هر غنچه گل و ساقه سبز امیدی رنگارنگ تری.....؟!

تو کیستی؟ چشمه عشقی؟!! پس چرا از شهد بی مثالت یا چشمه جوشانت هیچ گاه عطش بی قراریم فرو نمی شیند....؟!

تو کیستی؟ حس عشقی!! پس چرا قلبم تمام جودت را در صبح سپید... در غروب زرد خورشید... در سایه سار امید بی قراری می کند؟

تو کیستی؟ قبله عشقی!! پس چرا  ذره ذره در قبله گاه وصال امید... در سطر سطر حسی سپید.. بر جانمازی از عشقی حدید.. وجودی تورا فریاد میزند .....؟!

تو کیستی؟ باران عشقی؟!! پس چرا اینک در قطره قطره سیل اشکهایم.. هر قطره اشکی نقشی از روی چون ماهت را مینماید.....؟!

راستی تو کیستی؟ دیروز نسیمی از دیار قلبم می گفت؟ دلبرکم قلبها همه به دامان شدند...؟! عشق ها همه به سامان شدند...؟!

دیگر طاقتی نمانده... بیا تا بنوازیم از آهنگ آرزوها... بیا تا بر دست گیریم غنچه عشق و مینا....خیال باطل

(( با من بیا... امروز ابر چشمانم معجزه باران آمدنت را گواهی داد! ))

/ 5 نظر / 6 بازدید
دخترک بهار

او که بود... او که حتی کلمات هم برای توصیفش نمی توانستند زیر بار این همه خوبی و مهربانی دوام بیاورند می دانم هر که بود همه ی خوبی ها از آن او بود ... خیلی زیبا همیشه بهاری باشین

ره رو

سلام حالتون چطوره؟ خوشحالم کردین با حضور دوبارتون اخرین مطلبی که ازتون خوندم در مورد مطلبتون در مجله موفقیت بود.. بعدش چن باری اومدم ولی وقتی ادرس وبتون رو میزدم میگفت حذف شده همچین چیزی! عجیبه! مثله همون موقع ها هستین شادوآروم و عاشق! کاش منو یادتون بود اونوقت میتونستم بپرسم من چطور شدم؟! خیلی روحیه تونو دوس داشتم یادتونه میگفتم میخوام یاد بگیرم عاشق باشم مثه شما؟! نتونستم... شمام زود از دسترس خارج شدی!! بنظرم روحیه ام کسلتر از قبل شده! اخرش نگفتی این انرژیت چطور تامین میشه!!! همچنان عاشق باشی و مهربان!

ترانه

سلام .بسیار نوشته ی زیبا و با مفهومی لذت بخش و پر از حس زیبای دوست داشتن روان مثل جویباری که از دل سرازیر شده [لبخند]

سهیلا

آرزوی من مـــاندن اوست … امـــا … خدایــا اگر آرزوی او رفتن من است ؛ آرزوی او را برآورده کن ! من جز آرزوی او آرزویی ندارم …[گل]