نوشته ای خسته....

درین دنیا.. اسب های سپید خسته  شده اند...

اسب سواران سرگشته شده اند...

قلب ها... مردها... شکسته شده اند....

آخر....

سبزه ها  تار شده اند...

 غنچه ها بیمار شده اند...

غصه ها بیدار شده اند...

آخر.......

عشق ها دمدمی شده اند...

 مهر ها رفتنی شده اند...

هیچ ها... پوچ ها.. رستنی شده اند.....

آخر.....

چشم ها بارانی شده اند...

روزها ظلمانی شده اند...

قلب ها شیطانی شده اند...

آری شاید...

درین دنیا... گاه خنده ها .. قصه ها.. لحظه ها.. همچون افسانه شده اند...

 

اکنون من سوار بر اسبی سپید شده ام... و تنهای تنها... ساکت ساکت جلو می روم... وهیچ نمی گویم... فقط فقط چشم به  باران آسمان دوخته ام... بی چتر بی چتر... بتاز اسب رویاهای من...   بتاز... !!

و من سواران... چشم هایم را میبندم....

سکوت.. سکوت.. بازهم سکوت!!!  آرامش... آرامش... بازهم آرامش...!!!

/ 2 نظر / 4 بازدید
آسمان آبی

مهر ها رفتنی شده اند...عالی بود کیوان مخصوصا با این اهنگ...

ترانه

سلام خوبید شما؟ پاییز مبارک آپم و منتظر نظراتتون